خسرو شيرين فرهاد
قسمت ششم
شيرين نيز بدين ترتيب به خسرو مهر آورد . سپس شاپور خود را به شيرين نمود و گفت صــــاحب تصوير کيست . شيرين به هوای خسرو از خاندان خود آواره شد و روی به سوی خسرو آورد , عمــه اش بدو گفته بود که به هيچ روی , جز با زناشويی به خسرو تسليم نشود .
شيرين بر پشت شبديز , اسب معروفی که بعد به خسرو هديه شد , می آمد .
اما در همان روزها خسرو از پدر خود هرمز ( پسر انوشيروان ) گريخته به ارمنستان رفت . علت اين کار آن بود که بهرام چوبين , سردار شورشی هرمز مقداری زرو سيم به نام خسرو سکه زد و پخش کرده بود تا در ميان پدر و پسر را برهم بزند . عاشق و معشوق فراری در ميان راه به يکديگر باز می
خورند بی آنکه همديگر را بشناسند. در همين جاست که نظامی صحنه فوق العاده زيبا ی شستشوی شيرين در آب چشمه ساز و نظاره کردن خسرو از نهان گاهی بدو را ساخته است .
خسرو از راه به روم رفت و در آن جا به حکم سرنوشت و مصالح سياسی , دختر قيصر , مريم را به زنی گرفت . شيرين نيز به مقر اصلی خسرو رسيد , کنيزان و ماهرويان حرم خانه خسرو او را فرود
آوردند و چون بر زيبايی وی رشک می بردند , او را در جايی گرم و دلگير که امروز به نــــــام
" قصر شيرين " معروف است فرود آوردند.
شيرين در آن جا در فراق خسرو در آن ناحيه دوزخ مانند شب را به روز و روز را به شب می رساند .
ادامه دارد
خسرو شيرين فرهاد
قسمت پنجم
داستان خسرو و شيرين از قديم باز وجود داشته و حتی جا خط نويسنده بزرگ عرب زبان قرن های
دوم وسوم هجری درکتاب خودبه نام المحاسن والاضداد بدان اشاره کرده است .نظامی گويدکــــه فردوسی چون اين داستان رادرشصت سالگی سروده حديث عشق راازآن حذف کرده است .
حديث خسرو و شيرين نهان نيست که زو شيرين الحق داستان نيست
اگر چه داستانی دل پسنـــد است عروسش در وقايت شهروند است
آن گاه گفته است آنچه را که فردوسی سروده من باز نمی گويم , زيرا گفته را باز گفتن فرخنده نيست .
داستان خسرو و شيرين نظامی از مرگ خسرو انوشيروان و پادشاهی هرمز پدر خسرو پرويز و زاده شدن او آغاز می شود و هنوز خسرو بسيار جوان بود که يکی از نديمان او شاپور نام که نقاشی چيره دست بود , زيبائی شيرين , برادر زاده بانوی فرمان روای ارمنستان را در مجلس خسرو ستود .
بااين توصيف نهال مهر در دل خسرو جوانه زد و مشتاق ديدار شيرين شد . از سوی ديگر شاپور سه
بار تصويری از خسرو ساخت و در گذرگاه شيرين بر درختی آويخت .
ادامه دارد
خسرو شيرين فرهاد
قسمت چهارم
ديگر از بدايع , تاج بزرگی است که شصت من طلای خالص داشته و مرواريد هايی به درشتی تخم گنجشک و ياقوت های اناری رنگ کهشب را به روز بدل می کرد بر آن نشانده بودند .
زنجير طلايی به طول هفتاد ذراع از سقف آويخته بود که تاج را بدان بسته بودند تا بدون زحمت و
فشار با سر شاه تماس داشته باشد ."
نيز : " در ميان اين بدايع طلای نرم و دست افشاری بود که از معدن تبت برای پرويز استخراج شده بود و عبارت از توده ای طلا به وزن دويست مثقال ( = يک کيلو گرم ) و به نرمی موم بود و چون در
دست می فشردند از لای انگشت ها در آمده شکل دست در آن می ماند و از آن صورت ها مــــی ساختند و بعد به شکل اصلی بر می گرداندند ... "
در اغلب ديوان های شاعران بزرگ ايران , سعدی , حافظ , خاقانی و ديگران به حشمت پرويز اشاره
شده است .
فردوسی نيز در شرح حشمت و تجمل و تنعم پرويز سخن ها گفته است که آن را در گفتاری جداگانه
در جايی ديگر آورده ايم . نظامی نيز در خسرو و شيرين همين صحنه ها را در ضمن شرح به شکار رفتن خسرو پرويز تصور کرده است .
به روايت فردوسی , با تجمل و حشمتی که خرج آن به مردم ايران تحميل می شد , پرويز در پايان عمر بيدادگری نيز پيشه کرد و روش او موجب شد که گروهی سر به شورش بردارند و شيرويـــه
پسری را که پرويز از مريم دخت قيصر داشت به پادشاهی بنشانند.
ادامه دارد
خسرو شيرين فرهاد
قسمت سوم
خسرو پرويز از پادشاهان دوران انحطاط ساسانيان است . هم در شاهنامه , هم در خسرو و شيرين نظامی و هم در شاهنامه ثعالبی داستان های فراوان از حشمت و نعمت و تجمل های او نقل شــده
است .
برای نمونه شرح تخت وی را که " تخت طاقديس " خوانده می شد و تاجی را که بر سر اين تخــت
آويخته بود از شاهنامه ثعالبی نقل می کنيم:
" تخت طاقديس ... مرکب از عاج و ساج بوده , صفحات و نرده آن را از طلا و نقره ساخته بودند .
طولش 180 ذراع ( = از نوک انگشتان تا آرنج , قريب 50 سانتی متر ) و عرضش 130 ذراع و ارتفاع آن 15 ذراع بوده و پله هايی از چوب سياه و آبنوس داشته کهقاب طلايی بر آن گرفته بودند .
اين تخت را طاقی از طلا و لاجورد بوده که صورتهای فلکی و کواکب و بروج و اقليم های هفت گانه و
صورت شاهان و حالتهای مختلف ايشان اعم از مجالس بزم و رزم و شکار گاه و غيره بر آن منقوش
بوده و آلتی در آن قرار داشته که ساعت های مختلف روز را معين می کرد .
خود تختچهار قطعه فرش زربفت مزين به مرواريد و ياقوت داشته است که هر يک معرف يکی از فصل های چهار گانه بوده است ....
ادامه دارد
خسرو شيرين فرهاد
قسمت دوم
اما تفاوت اساسی آن است که فردوسی در شاهنامه به صراحت می گويد که ايرانيان , موبدان و سران سپاه و در باريان از اين که خسرو , شيرين را به زنی خواسته و او را به شبستان خود فرستاده است ناراضی بودند و روزی چند به درگاه خسرو نيامدند تا سرانجام خسرو ايشان را فرا خــــواند و علت حاضر نشدن در سر خدمت را از ايشان جويا شد , ايشان پس از اندکی درنگ سرانجام روی به موبد
کردند و از او خواستند که علت نارضايتی ايشان را بگويد .
از سخن موبدان چنين بر می آيد که شيرين در روزگار پيش از زناشويی با خسرو زنی بد کار و بدنام بوده و از همين روی نيز با خسرو رابطه داشته است .
جواب خسرو بديشان نيز اين نکته را تائيد می کند: خسرو پاسخ را به روز ديگر می گذارد و فردا تشتی زرين , آلوده به خون و پليدی به موبد و در باريان می نمايد و می پرسد اين تشت چگونه است ؟ همه می گويند زشت و پليد است . پس خسرو دستور می دهد نخست آن را با آب و خاک بشويند ,
و چون کاملا پاک شد آن را از می مشک بوی پر کنند و مشک و گلاب در آن بريزند .
آنگاه به موبد می گويد که اين تشت نخست آن بود و اکنون ديگر گون شد . مهتران به خسرو آفرين گفتند و رای او را پسنديدند .
از آن پس روزی در شکارگاه به شيرين باز می خورد و بار ديگر آتش مهر وی از زير خاکستر گذشت
ساليان , زبانه می کشد و شيرين را به شبستان خاص خود می فرستد .
ادامه دارد
خسرو شيرين فرهاد
قسمت دوم
اما تفاوت اساسی آن است که فردوسی در شاهنامه به صراحت می گويد که ايرانيان , موبدان و سران سپاه و در باريان از اين که خسرو , شيرين را به زنی خواسته و او را به شبستان خود فرستاده است ناراضی بودند و روزی چند به درگاه خسرو نيامدند تا سرانجام خسرو ايشان را فرا خــــواند و علت حاضر نشدن در سر خدمت را از ايشان جويا شد , ايشان پس از اندکی درنگ سرانجام روی به موبد
کردند و از او خواستند که علت نارضايتی ايشان را بگويد .
از سخن موبدان چنين بر می آيد که شيرين در روزگار پيش از زناشويی با خسرو زنی بد کار و بدنام بوده و از همين روی نيز با خسرو رابطه داشته است .
جواب خسرو بديشان نيز اين نکته را تائيد می کند: خسرو پاسخ را به روز ديگر می گذارد و فردا تشتی زرين , آلوده به خون و پليدی به موبد و در باريان می نمايد و می پرسد اين تشت چگونه است ؟ همه می گويند زشت و پليد است . پس خسرو دستور می دهد نخست آن را با آب و خاک بشويند ,
و چون کاملا پاک شد آن را از می مشک بوی پر کنند و مشک و گلاب در آن بريزند .
آنگاه به موبد می گويد که اين تشت نخست آن بود و اکنون ديگر گون شد . مهتران به خسرو آفرين گفتند و رای او را پسنديدند .
از آن پس روزی در شکارگاه به شيرين باز می خورد و بار ديگر آتش مهر وی از زير خاکستر گذشت
ساليان , زبانه می کشد و شيرين را به شبستان خاص خود می فرستد .
ادامه دارد
خسرو شيرين فرهاد
قسمت دوم
اما تفاوت اساسی آن است که فردوسی در شاهنامه به صراحت می گويد که ايرانيان , موبدان و سران سپاه و در باريان از اين که خسرو , شيرين را به زنی خواسته و او را به شبستان خود فرستاده است ناراضی بودند و روزی چند به درگاه خسرو نيامدند تا سرانجام خسرو ايشان را فرا خــــواند و علت حاضر نشدن در سر خدمت را از ايشان جويا شد , ايشان پس از اندکی درنگ سرانجام روی به موبد
کردند و از او خواستند که علت نارضايتی ايشان را بگويد .
از سخن موبدان چنين بر می آيد که شيرين در روزگار پيش از زناشويی با خسرو زنی بد کار و بدنام بوده و از همين روی نيز با خسرو رابطه داشته است .
جواب خسرو بديشان نيز اين نکته را تائيد می کند: خسرو پاسخ را به روز ديگر می گذارد و فردا تشتی زرين , آلوده به خون و پليدی به موبد و در باريان می نمايد و می پرسد اين تشت چگونه است ؟ همه می گويند زشت و پليد است . پس خسرو دستور می دهد نخست آن را با آب و خاک بشويند ,
و چون کاملا پاک شد آن را از می مشک بوی پر کنند و مشک و گلاب در آن بريزند .
آنگاه به موبد می گويد که اين تشت نخست آن بود و اکنون ديگر گون شد . مهتران به خسرو آفرين گفتند و رای او را پسنديدند .
از آن پس روزی در شکارگاه به شيرين باز می خورد و بار ديگر آتش مهر وی از زير خاکستر گذشت
ساليان , زبانه می کشد و شيرين را به شبستان خاص خود می فرستد .
ادامه دارد
خسرو شيرين فرهاد
قسمت اول
خسرو و شيرين معروفترين داستان عاشقانه در ايران
خسرو و شيرين دومين منظومه نظامی و معروفترين اثر و به عقيده گروهی از سخن سنجان شاهکار اوست.
در حقيقت نيز , نظامی با سرودن اين دومين کتاب ( پس از مخزن الاسرار ) راه خود را باز می يابد و
طريقی تازه در سخنوری و بزم آرايی پيش می گيرد .
اين منظومه شش هزار و چند صد بيتی دارای بسياری قطعات است که بی هيچ شبهه از آثار جاويدان زبان پارسی است و همان هاست که موجب شده است گروهی انبوه از شاعران به تقليــد از آن روی آورند, گو اين که هيچ يک از آنان , جزيکی دو تن , حتی به حريم نظامی نيز نزديک نشده اند , و کار
آن يکی دوتن نيز در برابر شهرت و عظمت اثر نظامی رنگ باخته است .
اصل داستان شرح عشقی است که ميان خسرو پرويز پادشاه ساسانی , و شيرين شاهــــزاده خانم ارمنی پديد آمد و به زناشوئی آن دو منتهی شد .
قصه خسرو وشيرين و عشق ميان آن دو داستانی تازه نيست و فردوسی نيز در شاهنامه جان کلام و
اصول آن قصه را ياد کرده است . البته در شاهنامه , با آنچه نظامی روايت کرده بعضی تفاوت ها دارد از اين قبيل که در شاهنامه , شيرين مريم دختر قيصر را زهر می دهد و موجب مرگ او می شود , اما
در خسرو و شيرين نظامی مريم به مرگ طبيعی می ميرد . نيز بنا به روايت شاهنـــــامه شيرين در واپسين روز زندگی به دخمه خسرو و پرويز می رود و در آن جا زهر هلاهلی که با خـود داشته است می خورد و می ميرد , در صورتی که بنا به روايت نظامی وی در دخمه خسرو با دشنه همان جايی را
که خسرو زخم خورده بود , می درد و رخ بر رخ او می گذارد و جان تسليم می کند .
ادامه دارد
