خسرو شيرين فرهاد
قسمت هفتم
در داستان خسرو و شيرين , دو داستان فرعی وجود دارد : يکی داستان فرهاد کوه کن و مهر آوردن بر شيرين و سرانجام تباه شدن او به تدبير خسرو , در حقيقت اگر در اين منظومه , داستانی عاشقانه وجود داشته باشد همين داستان شيرين و فرهاد است و به همين جهت وحشی بافقی , برای تقليد از کتاب نظامی , منظومه ای به " شيرين و فرهاد " سروده است .
داستان فرعی دوم داستان شکر اصفهانی است . بهتر است از اين داستان کمتر سخن گفته شود .
خلاصه آن اين است که خسرو برای عيش و عشرت سراغ زنی بد کاره را در اصفهان گرفت و به سوی او رفت و پس از چند شب ( هر سالی يک دو شب ) در خانه او عشرت کردن دريافت , يعنی از زبان
شکر اصفهانی شنيد که وی عاشقان و طالبان خود را فريب می داده و نخست آنان را به سختی مست می کرده و سپس يکی از کنيزان خود را به جای خود به آغوش حريف می فرستاده و با خسرو پرويز
شاه ايران نيز همين کار را کرده و تاکنون در آغوش هيچ مردی نخفته است .
اما خسرو به جای خشم آوردن بدو و کيفر دادنش , چون شنيد که شکر دختری مرد ناديده است , بی درنگ از او خواستگاری کرد و او را به زنی گرفت !
ادامه دارد
