تبليغاتX
وحید میرزایی
دوست من سلام

خسرو  شيرين  فرهاد

قسمت يازدهم

ولی آيا فرهاد می تواند قهرمان اصلی اين داستان محسوب می شود ؟

(( در داستانهای عشقی .... همه ی آنچه که مايه ی اساسی داستان است و به اوج منتهی می شود و آن را قوت می دهد در تنه ی داستان است ... و تنه ی داستان بايد حاوی تمام عناصر اساسی و اصلی کار باشد . )) بنابراين در داستان خسرو و شيرين ايفا گری نقش فرهاد مربوط می شود به قسمت اصلی يا تنه ی داستان , و در مقدمه و موخره که از اهميت کمتری نسبت به تنه ی داستان برخوردار است , نامی و نقشی از فرهاد به چشم نمی خورد و فقط در نقطه ی  مرکزی داستان است که چهره او می درخشد .

و با اين حساب , شخصيت اصلی داستان که مثبت ترين و هنرمندانه ترين نقش را عهده دار شده , همانا فرهاد است .

البته ما , در بررسی شخصيت فرهاد , بايد دوران جوانی و ميانسالی خسرو پرويز را هم در نظر داشته باشيم , چرا که در همين دوران است که او به عنوان رقيب سرسخت و حيله گر فرهاد مطرح است .

 

(( در تاريخ بلعمی آمده است که فرهاد فريفته ی شيرين شد و خسرو او را به کندن بيستون گماشت فرهاد در آن کوه به بريدن سنگ مشغول شد و هر پاره ای که از کوه می بريد چنان عظيم بود که امروز صد مرد نتواند برداشت. ))

ادامه دارد

نوشته شده توسط وحید میرزایی در ساعت 9:20 | لینک  | 

خسرو  شيرين  فرهاد

قسمت دهم

شخصيت فرهاد در داستان خسرو و شيرين

برای پی بردن به شخصيت هر انسانی بايد رفتار , گفتار و به طور کلی خصوصيات ظاهری و باطنی آن شخص از جنبه های مختلف مورد بررسی قرار گيرد .

حال برای پی بردن به شخصيت فرهاد در داستان خسرو و شيرين , بايد ببينيم عوامل موثردر جهت رشد يا عدم رشد شخصيت او کدامند و تا چه اندازه در ساختار شخصيتی فرهاد تغيير و تحول ايجاد

کرده اند.

با مراجعه به متن داستان مذکور , براحتی در خواهيم يافت که گذشته از خصوصيات روانی وجسمانی

عوامل ديگری نيز در بارور شدن شخصيت فرهاد موثر بوده اند , که از همه مهمتر مسئله ی عشــق شيرين است و ديگر رقابت سر سختانه و ناجوانمردانه ی خسرو پرويز , البته در اين جستجــــــو خصوصيات روحی و اخلاقی نظامی و زبان مبالغه آميز وی را هم بايد مورد توجه قرار داد , زيرا نظامی

همچنانکه از مجنون يک تيپ عاشق دلسوخته و حرمان کشيده , بر اساس نوعی روانشناسی فردی ساخته است که به قول خودش ديوانه صفت به هر کوی می شده و ليلی ليلی زنان به هر ســــوی

می دويده , از فرهاد هم آنچنان تيپ و شخصيتی ساخته است که تنها با خيال معشوق خويش :

 

نياسودی ز وقت صبح تا شام                                                                      بريدی کوه بر ياد دلارام

 

ادامه دارد

نوشته شده توسط وحید میرزایی در ساعت 7:58 | لینک  | 

خسرو  شيرين  فرهاد

قسمت نهم

از همين قبيل است گفتگوی طولانی و مکرر خسرو با شيرين و شيرين با خسرو که عينا از ويس و رامين تقليد شده است .آن گفتگوی دراز در ويس و رامين کاملا معقول و طبيعی است و چون صحنه در منطقه ای سرد سير ( قوچان ) می گذرد بسيار طبيعی است که رامين در ميان برف بر در قصر ويس و شاه موبد بايستد .

اما نظامی خود گفته است که قصر شيرين " جايی گرم و دل گير " بوده که طفل را در هفته ای پير می کرده , و خود در شعر خويش آن جا را " دوزخ " خوانده و در واقع نيز قصر ناحيه ای بسيار گرم است و مردم آن نقطه کمتر اتفاق می افتد که در عمر خويش برف ببينند.

اما صحنه آرايی نظامی به تقليد از ويس و رامين چنان است که خسرو بيرون در قصر شيرين ( قصری

که در حقيقت متعلق به خود اوست و او شاهنشاه است در صورتی که رامين برادر شاه و معشوقه اش

زن رسمی شاه است ) در ميان برف ايستاده و شيرين هم به بام بر آمده با يکديگر با همان طول و

تفصيلی که ويس و رامين هست سخن می گو يند .

با اين حال اين مکالمه ها , درست مانند گفتگوی فرهاد با خسرو پرويز همه از زيبا ترين بخش های خسرو و شيرين و از شاهکارهای بزرگ زبان فارسی است .

ادامه دارد

 

نوشته شده توسط وحید میرزایی در ساعت 9:55 | لینک  | 

خسرو  شيرين  فرهاد

قسمت هشتم

اما خسرو به جای خشم آوردن بدو و کيفر دادنش , چون شنيد که شکر دختری مرد ناديده است , بی درنگ از او خواستگاری کرد و او را به زنی گرفت !

ظاهرا شيرين قديمی در اين داستان به دو زن تجزيه شده , جنبه های مثبت او به شيرين شاه زاده ارمنی تفويض شده و سوابق نادل پذير او نصيب " شکر " شده است که نامش نيز از نظر معنی در کمال ارتباط با " شيرين " است و خسرو نيز پيش از زناشويی با زنی دارای اين ويژگی ها تماس داشته است .

پس از آن در خسرو و شيرين هيچ نام و نشانی از شکر نيست . ممکن است که اين داستان نيز در ضمن داستان های مر بوط به شاد خواری ها و هرزه گردی ها و عشرت کردن های پرويز آمده بود , يا

نظامی خود آن را ساخته باشد .

در هر صورت اگر داستان پيش از نظامی وجود می داشته , بهتر بوده است که شاعر آن را حذف کند اما ظاهرا نظامی در سرودن داستان خويش به ويس و رامين نظر داشته و چون در آن منظومـــــه داستانی مشابه , داستان برخوردن رامين در گوراب با گل , و به زنی گرفتن او آمده ( و آن داستان به روشی کاملا منطقی و معقول در درون قصه ويس و رامين گنجانده شده است )نظامی نيز داستان شکر را در خسرو و شيرين آورده و  از ظرافت و زيبائی  داستان و نيز ارزش اخلاقی آن کاسته است .

ادامه دارد

 

نوشته شده توسط وحید میرزایی در ساعت 10:23 | لینک  |