خسرو شيرين فرهاد
قسمت دوازدهم
اينک به متن داستان خسرو و شيرين مراجعه می کنيم تا ببينيم , سراينده داستان چهره ی اخلاقی
فرهاد را چگونه می نمايد .
ولی ابتدا بايد بدانيم که (( شخصيت اخلاقی آن جنبه ی آدمی است که تميز خير از شر می کند .)),
(( و در اصطلاح معمول شخصيت ناظر به پاره ای صفات و ملکات برجسته مانند قوت اراده ... شجاعت
اخلاقی و وارستگی است .))
در اولين صحنه از ماجرای فرهاد و قبل از اينکه او مستقيما ايفاگر نقشی باشد , نظامی گوشه ای از شخصيت فرهاد را به روايت همکلاسی او يعنی شاپور برای ما بازگو می کند .
اين همان صحنه ای است که در آن شيرين با خود سخن از جوی شير می گويد و آرزو می کند که ای کاش يک استاد ماهر و توانايی بود که می توانست سنگهای اين کوهستان را بشکافد و جويی ظريف جهت آوردن شير گوسفندانش به قصر بسازد , و شاپور بلافاصله می گويد , نگران اين موضوع نباش :
که هست اينجا مهندس مرد استاد جوانی نام او فرزانه فرهــــاد
به پيشه دست بوسندش همه روم به تيشه سنگ خارا را کند موم
که ما هردو چنين همزاد بـــوديم دو شاگرد يکی استاد بـــوديم
ادامه دارد
